ناشئ اكبر ( مترجم : على رضا ايمانى )
155
مسائل الامامة ومقتطفات من الكتاب الاوسط ( فرقه هاى اسلامى و مسأله امامت ) ( فارسي )
ويژگىها ، آنقدر بر لطافت اشياى لطيف ، چيزى از جنس خودش افزوده شود تا متراكم گرديده و بتواند به تنهايى قوام يابد ؛ در اين صورت صداى بدون توليد كنندهء صوت وجود خواهد داشت و همينطور بو ، مزّه ، گرمى ، سردى ، ترى و خشكى [ بدون هيچ ايجادكنندهاى ] ، در حالىكه اين سخن باطل است . 163 . صابئان و بسيارى از فلاسفه معتقدند كه معادى وجود ندارد و پنداشتهاند كه ستارهها بر زمين فرومىافتند و به صورت هالهاى اطراف آن قرار مىگيرند و روح شرير بدكاران ، در آنجا عذاب خواهد شد . 164 . بيشتر مسيحيان معتقدند كه معاد بهمعناى آن است كه جانهاى نيكان همراه با فرشتگان الاهى در نعمتى قرار مىگيرند كه از قبيل خوردن و آشاميدن و لذّت جنسى و ديگر لذّتهاى دنيايى نيست . همچنين بدكاران با شياطين و اهريمنان همراه مىشوند كه در زمين گرفتار عذاباند و جز آنچه گفتيم بهشت و جهنّمى وجود ندارد . 165 . عبد اللّه مىگويد : جسم انسانها گاه دچار زياده و نقصان مىشود ، يعنى اينكه گاهى اعضايى از آن به خاطر آنكه نافرمانى خدا كرده ، بريده مىشود در حالىكه اعضايى كه باقى مانده ، اطاعت خدا كرده است . بنابراين در صورتى كه همين بدنها مورد امر و نهى قرار گرفته باشند ، بايد قسمتى از آن در بهشت و قسمتى در جهنّم قرار گيرد . از طرفى ، محشور شدن روحهايى كه متمايز هستند و مورد امر و نهى الاهى قرار گرفتهاند ، ضرورى است و اين ارواح نمىتواند در بدنهايى كه كم و زياد مىشود محشور گردند . و از طرف ديگر ، امكان ندارد كه تمامى اجزاى جسمى كه در دنيا همراه با آن بوده ، در آخرت نيز همراه آن باشند . اما [ بههرحال ] نفس نيازمند جسمى است كه بتواند به وسيله آن [ لذّت ] پاداشها و [ رنج ] كيفرها را احساس كند . 6 . فلاسفه و مسئلهء قدما 166 . فيلسوفان معتقدند كه اگر اشيا به خودى خود مورد توجّه قرار گيرند ، به